نقاوتلغتنامه دهخدانقاوت . [ ن َ وَ ] (از ع اِمص ) پاکیزگی . (غیاث اللغات ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود. || (مص ) پاک شدن . (یادداشت مؤلف ). نقاوة. رجوع به نقاوة شود.
نقاوتفرهنگ انتشارات معین(نَ وَ) [ ع . نقاوة ] (مص ل .) 1 - پاکیزه گشتن . 2 - خالص شدن . 3 - نیکو گردیدن .
نقالغتنامه دهخدانقا. [ ن َ ] (ع اِ) ریگ توده ، یا ریگ توده ٔ پست محدب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تثنیه ٔ آن ، نقوان و نقیان . ج ، انقاء، ن
نقاآبادلغتنامه دهخدانقاآباد. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تیرچائی بخش ترکمان شهرستان میانه ، در 27هزارگزی شمال شرقی ترکمان در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و 524 تن سکنه