ناکاری ژنgene knock-out, KO, knock-out mutationواژههای مصوب فرهنگستانغیرفعالسازی ژن با درنهش یک توالی دنا در آن
نخچیرانلغتنامه دهخدانخچیران . [ ن َ ] (اِ) ج ِ نخچیر. (از آنندراج ). || (اِخ ) خسرو پرویز که دارالملک در کوره ٔ خسروخره و مدین داشته شهری در آن حدود بساخت و در آن قصری از سنگ سیاه
نخجیرانگیزلغتنامه دهخدانخجیرانگیز. [ ن َ اَ ] (نف مرکب ) نخجیروال . (فرهنگ اسدی ). آهوگردان . شکارگردان .
نخجیرگانلغتنامه دهخدانخجیرگان . [ ن َ ] (اِخ ) نام نوائی است از موسیقی که باربد مصنف آن است . (از جهانگیری ). رجوع به نخچیرگان شود.
نخجیرگانلغتنامه دهخدانخجیرگان . [ ن َ ] (ص مرکب ) شکارچی . صیاد. قناص وحوش . (یادداشت مؤلف ) : تو خود دانی که ویرو چون جوان است به دشت و کوه بر نخجیرگان است .(ویس و رامین ).
نخجیروانلغتنامه دهخدانخجیروان . [ ن َ جیرْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نیمور بخش حومه ٔ شهرستان محلات ، در 15 هزارگزی مشرق محلات و 5 هزارگزی شمال جاده ٔ شوسه ٔ دلیجان به خمین ،بر ساح
کرمخوردگیِ دندانگویش کرمانشاهکلهری: ko:lu:r گورانی: ko:lu:r سنجابی: ko:lu:r کولیایی: ko:lu:r زنگنهای: ko:lu:r جلالوندی: ko:lu:r زولهای: ko:lu:r کاکاوندی: ko:lu:r هوزمانوندی: ko:lu:r