نابیوسانلغتنامه دهخدانابیوسان . [ ب َ ] (نف ، مرکب ، ق مرکب ) ناگاه . غافل . (برهان قاطع). غفلةً. فجاءة. غیرمنتظر. غیر متوقع. غیرمترقب . غیرمترقبه . غیرمترصد. فُجائی . مفاجا. نااندی
نابیوسانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهناگاه؛ ناگهان: ◻︎ برآمد یکی نابیوسان نبرد / که دریا همه خون شد و دشت گرد (اسدی: ۱۷۰).
جنابیلغتنامه دهخداجنابی . [ ج ُ با ] (ع اِ) بازیی است کودکان را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به جناباء شود.
جنابیلغتنامه دهخداجنابی . [ ج َ ] (اخ ) ابومحمد مصطفی بن امیر حسن کافی رومی . از مشاهیر علمای عثمانی عهد سلطان مرادخان ثالث است . کتاب تاریخی بنام بحرالعلم و اشعار و قصایدی بعربی
نابیلغتنامه دهخدانابی . (اِخ ) ابن زیادبن ظبیان ، از دلاوران عرب است و به دست مصعب بن زبیر کشته شد و برادرش عبیداﷲبن زیاد به خونخواهی وی برخاست . شرح این ماجرا در البیان و التبی