نازخاتونلغتنامه دهخدانازخاتون . (اِخ ) دختر امیر کردستان بود و ضیاع و عقار فراوان داشت . در دوران سلطنت الجایتو مردی به نام محمد که خطیب همدان بود و با نازخاتون غرضی داشت امیرچوپان
نازخاتونفرهنگ انتشارات معین(اِ.) نوعی چاشنی ایرانی که از بادمجان کباب شدة ساطوری ، سیر و ریحان خرد شده و آب غوره درست می شود.
چنارخاتونلغتنامه دهخداچنارخاتون . [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کاغه ٔ بخش دورود شهرستان بروجرد که در 40 هزارگزی خاور دورود کنار راه مالرو عباس آباد به کاغه واقع است . جلگه و سردسیر ا
نازعاتلغتنامه دهخدانازعات . [ زِ ] (اِخ ) (الَ ...) نام سوره ٔ هفتاد و نهم قرآن مجید، پس از سوره ٔ نباء و پیش از سوره ٔ عبس ، مکیه و دارای 46 آیه است .