ناولیقلغتنامه دهخداناولیق . (اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه ٔ بخش ترکمان شهرستان میانه ، در 14 هزارگزی جاده ٔ شوسه ٔ تبریز به میانه . در منطقه ای کوهستانی و معتدل هوا واقع است و
ناولیقواژهنامه آزاد(آذری) نولیق؛ محل رویش درختان بلند و تنومند که در قدیم به عنوان ناودانی یا حوضچه های آبخوری دام از آن ها استفاده می شد (نو، در واژۀ نولیق، به معنی ناودانی است).
گونالغتنامه دهخداگونا. (اِ) گونه . (برهان قاطع). گون . ادات تشبیه . || رنگ و لون . (برهان قاطع) : حلقه ٔ زلف کهن رنگ بگرداند لیک خال را رنگ همان غالیه گونا بینند. خاقانی .بس دوز
نأجلغتنامه دهخدانأج . [ ن َءْج ْ ] (ع مص ) زاری و تضرع کردن به درگاه خدا: نأج نأجاً الی اﷲ؛ صاح و تضرع . (معجم متن اللغة). || بانگ کردن گاو. نُؤاج : ناءَج َ الثورُ نأجاً و
نالغتنامه دهخدانا. (اِ) مخفف «ناو» است در ناخدا. رجوع به ناخدا شود. || و به معنی نای و نی هم آمده . (برهان ). نی را گویند و آن را نای نیز خوانند. (از جهانگیری و شعوری ) : نئی