نُشُوزَهُنَّفرهنگ واژگان قرآنعصيان و استکبار از اطاعت آن زنان- ناسازگاري آن زنان(کلمه نشوز در اصل به معناي بلند شدن از سر چيزي و برگشتن از آن است ، و نشوز از مجلس به اين است که آدمي از مجلس
کودکی در بر، قبائی سرخ داشتروزگاری زان خوشی خوش میگذاشتهمچو جان نیکو نگه میداشتشبهتر از لوزینه می پنداشتشهم ضیاع و هم عقارش می شمردهر زمان گرد و غبارش می ستردواژهنامه آزادکودکی در بر، قبائی سرخ داشت روزگاری زان خوشی خوش میگذاشت همچو جان نیکو نگه میداشتش بهتر از لوزینه می پنداشتش هم ضیاع و هم عقارش می شمرد هر زمان گرد و غبارش می س
روزه ٔ گنجشکیلغتنامه دهخداروزه ٔ گنجشکی . [ زَ / زِ ی ِ گ ُ ج ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) روزه ای که تا نیمه ٔ روز می گیرند.
ملاجگویش خلخالاَسکِستانی: vazangâ دِروی: vazangâ شالی: narma کَجَلی: malâj کَرنَقی: mazq کَرینی: narma/ malâj کُلوری: kala kač گیلَوانی: sarə tân لِردی: narma
جمجمهگویش خلخالاَسکِستانی: čanaqa دِروی: sarə kâsa شالی: sarə kâsa کَجَلی: jəmjəma کَرنَقی: sarə xâni کَرینی: jəmjəma کُلوری: kâč گیلَوانی: jəmjəma لِردی: sarə kâsa