نَظْرَةًفرهنگ واژگان قرآننگاهي - نظري - نگاهي خاص - يک نگاه (وزن فعلة وزن مخصوص افاده نوع است و نظرة يعني نوع خاصي نگاه ويا به معني يک بار انجام کاري است که در آن صورت به معني يک نگا
نظورةلغتنامه دهخدانظورة. [ ن َ رَ ] (ع ص ، اِ) نظور. نظیرة. ناظورة. (متن اللغة). رجوع به ناظورة و نظور شود. || دیدبان لشکر. (از آنندراج ) (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). طلیعة.
نظرةلغتنامه دهخدانظرة. [ ن َ رَ ] (ع اِ) یکبار نگریستن . (فرهنگ خطی ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). اللمحة بالعجلة؛ با شتاب نظر افکندن ؛ (از اقرب الموارد) (متن اللغة). لمحة. (ا
نظرةلغتنامه دهخدانظرة. [ ن َ ظِ رَ ] (ع اِ) مهلت . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص 100) (مهذب الاسماء). درنگی در امور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تأخیر و امهال . (از اقرب الموارد) (از
نظرةدیکشنری عربی به فارسیمشي , نزديک شدن , خيره نگاه کردن , چشم دوختن , زل زل نگاه کردن , بادقت نگاه کردن , نگاه خيره , نگاه , نظر , نگاه کردن , نگريستن , ديدن , چشم رابکاربردن , قيافه
قوزگویش کرمانشاهکلهری: ku:k گورانی: ku:k سنجابی: qu:z کولیایی: qu:z زنگنهای: ku:k جلالوندی: ku:k زولهای: qu:z کاکاوندی: qu:z هوزمانوندی: qu:z