نَاصِيَتِهَافرهنگ واژگان قرآنموی جلوی پیشانی آن (درعبارت "مَّا مِن دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ ءَاخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا" گرفتن ناصيه موي جلوي سر کنايه است از کمال تسلط و نهايت قدرت بر آن )
نَّاصِحِينَفرهنگ واژگان قرآنخيرخواهان - نصيحت کنندگان (کلمه نصح به معناي به کار بردن نهايت درجه قدرت خود در عمل و يا سخني است که در آن عمل و يا سخن مصلحتي براي صاحبش باشد و به عبارتي به مع
فَاصِلِينَفرهنگ واژگان قرآنداوران - جداکنندگان (فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم
نَّاصِبَةٌفرهنگ واژگان قرآنخستگی و رنج (عبارت "عَامِلَةٌ نَّاصِبَةٌ " یعنی که اهل دوزخ خستگي تلاشي که در دنيا کردند از تنشان در نميآيد)