نجالغتنامه دهخدانجا. [ ن َ ] (ع مص ) باز کردن پوست را. || ناشناس کردن تا چشم زخم رساندن کسی را. (منتهی الارب ). || نجو. رجوع به نجو شود.
نجالغتنامه دهخدانجا. [ ن ُ ] (اِخ ) شهری به ساحل بحرالزنج (دریای زنگبار) نزدیک مرکه و مقدشوه (موگادیشو). (از یادداشت مؤلف ).
نجالغتنامه دهخدانجا. [ ن َ ] (ع اِ) پوست ِ بازکرده و برکنده . (ناظم الاطباء). پوست . (از المنجد). جلد. (اقرب الموارد). پوست بازکرده . (از منتهی الارب ). || زمین بلند. (ناظم الا
کُنَّافرهنگ واژگان قرآنبودیم (اگر در ترکيب با فعل ماضي ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي بعيد مي کندو اگر در ترکيب با فعل مضارع ديگري به کار رود زمان فعل دوم را ماضي استمراري مي ک
یکهزارمگویش اصفهانی تکیه ای: ye(k)hezârom طاری: yekhezârom طامه ای: ihezârom طرقی: yakhözârom کشه ای: yekhezârom نطنزی: ye(k)hezârom