صافی سرعتvelocity filter, apparent velocity filter, fan filter, dip filter, f-k filter, pie-slice filterواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پالایه که براساس سرعت ظاهری یا برونراند بهنجار عمل میکند
نجرلغتنامه دهخدانجر. [ ن َ ] (اِخ ) نام زمین مکه و زمین مدینه است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد).
نجرلغتنامه دهخدانجر. [ ن َ ] (ع اِ) اصل هر چیزی . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). اصل . (اقرب الموارد) (المنجد). نِجار. نُجار. (المنجد). || نژاد. (منتهی الارب ). || حس
نجرلغتنامه دهخدانجر. [ ن َ ج َ ] (ع اِمص ) تشنگی شتر و گوسفند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). تشنگی که در شتر و گوسفند بر اثر خوردن حبوب عارض شود بدانسان که هرگز سیرآب نشود و مریض
کنگرلغتنامه دهخداکنگر. [ ک ِ گ ِ ] (اِ) نام سازی است و آن را بیشتر مردم هندوستان نوازند و آن را کنگری گویند. (برهان ) (جهانگیری ).نام سازی است که در هندوستان غالباً نوازند. (آنن
کنگرلغتنامه دهخداکنگر. [ ک ُ گ ُ ] (اِ) قسمی از گدایان باشند که شاخی و شانه ٔ گوسفندی به دست گیرند و بر در خانه ها و دکانهای مردم آیند و آن شاخ را بر آن شانه مالند به عنوانی که
کنگرلغتنامه دهخداکنگر. [ ک ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبدکاوس واقع است و 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).
نؤورلغتنامه دهخدانؤور. [ ن َ ئو ] (ع ص ) امراءة نؤور؛ زن دور از تهمت . (ناظم الاطباء). || (اِ) نیل . || دود پیه که بدان وشم و نگار سیاه کنند. || سنگریزه ای شبیه به سنگ سرمه که