نجاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزادی، استخلاص، خلاصی، خلاص، رستگاری، رهاییفراغ ۲. رستن، رهیدن ≠ اسارت، درگیری
نجاتدیکشنری فارسی به انگلیسیdeliverance, escape, redemption, rescue, resuscitation, riddance, salvage, salvation
نجاتلغتنامه دهخدانجات . [ ن َ ] (ع اِمص ) رهائی . خلاصی . آزادی . (ناظم الاطباء). رستگاری . (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات ) (دهار). رستن . (فرهنگ نظام ). نجاح . برست
نجاتلغتنامه دهخدانجات . [ ن ِ ] (اِخ ) عبدالعالی (یا عبدالعال ) (میر...) ، فرزند میر محمدمؤمن حسینی . از شاعران قرن دوازدهم هجری [ معاصر با حزین و نصرآبادی ] و از منشیان و مستو
نجاتلغتنامه دهخدانجات . [ ن ِ ] (اِخ ) محمدحسین (میرزا...)، ملقب به معین الاسلام . از متأخرین شعر است . وی داستان بوزاسف و بلوهر را بعنوان «کلید بهشت » به نظم آورده است و ماده
نواتلغتنامه دهخدانوات . [ ن َ ] (ع اِ) هسته ٔ خرما. تخم خرما. (غیاث اللغات ). نواة. رجوع به نواة شود. || وزنی معادل پنج درم سنگ . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نواة شود.
نواتجلغتنامه دهخدانواتج . [ ن َ ت ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناتج . رجوع به ناتج شود. || مواشی نواتج ؛ ستور بچه آور. (از ناظم الاطباء). رجوع به ناتج شود.