نورالدینلغتنامه دهخدانورالدین .[ رُدْ دی ] (اِخ ) حافظ ابرو، لطف اﷲ، مشهور به حافظابرو و ملقب به نورالدین . رجوع به حافظ ابرو شود.
نورالدینلغتنامه دهخدانورالدین . [ رُدْ دی ] (اِخ ) شاه نعمت اﷲ ولی ماهانی کرمانی . رجوع به نعمت اﷲ ولی شود.
نورالدینلغتنامه دهخدانورالدین . [ رُدْ دی ] (اِخ ) علی بن محمد مناوی ، مکنی به ابوالهمم و ملقب به نورالدین . رجوع به علی مناوی شود.
نورالدین خفریلغتنامه دهخدانورالدین خفری . [ رُدْ دی ن ِ خ َ ] (اِخ ) از حافظان و فقهای قرن هشتم هجری است که در شیراز درگذشته است . رجوع به شدالازار ص 168 شود.
نورالدین آبادلغتنامه دهخدانورالدین آباد. [ رُدْ دی ] (اِخ ) دهی است از بخش دره شهر شهرستان ایلام ، در 2 هزارگزی مشرق دره شهر و 2 هزارگزی جنوب راه دره شهر به هندمینی ، در جلگه ٔ گرمسیری و
نورالدین زادهلغتنامه دهخدانورالدین زاده . [ رُدْ دی دَ ] (اِخ ) مصلح الدین مصطفی (متوفی در 981هَ . ق .). او راست : تفسیر قرآن . (یادداشت مؤلف ).
نورالدین محلهلغتنامه دهخدانورالدین محله . [ رُدْ دی م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گلیجان شهرستان تنکابن ، در 11 هزارگزی غرب تنکابن و 2 هزارگزی جنوب جاده ٔ تنکابن به رامسر، در
خانقاه نورالدینلغتنامه دهخداخانقاه نورالدین . [ ن َ / ن ِ هَِ رِدْ دی ] (اِخ ) نام خانقاهی بحلب و از ساخته های محمودبن زنگی بوده است . ابوذر میگوید: «به گمانم این خانقاه بسال 553 هَ . ق .