نوراهانلغتنامه دهخدانوراهان . [ ن َ / نُو ] (اِ مرکب ) راه آورد. (انجمن آرا) (آنندراج ). هر چیز که به رسم تحفه و هدیه و ارمغان آورند. (ناظم الاطباء). چیزی باشد که چون کسی از جائی ب
اورامان لهونلغتنامه دهخدااورامان لهون . [ اَ ل ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای پاوه ٔ شهرستان سنندج از طرف شمال و خاور به بخش زرآب شهرستان سنندج ، از طرف جنوب بدهستان جوانرود بخش پاوه و
کاسییون اکاپیتورلانلغتنامه دهخداکاسییون اکاپیتورلان . [ ی ُ اِ ] (اِخ ) حاکم نشین «ژیروند» بخش «لیبورن » در ساحل «دوردونی ». سکنه 3000 تن . راه آهن دارد. محصول آن انواع شراب است . ژنرال انگلیس