گنج خواهلغتنامه دهخداگنج خواه . [ گ َ خوا / خا ] (نف مرکب ) خواهنده ٔ گنج . طالب گنج : در گنج بگشاد بر گنج خواه توانگر شد از گنج و گوهر سپاه .نظامی .
خون خواهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه پس از کشته شدن کسی انتقام وی را میگیرد یا قصاص قاتل را میخواهد.
کرمخوردگیِ دندانگویش کرمانشاهکلهری: ko:lu:r گورانی: ko:lu:r سنجابی: ko:lu:r کولیایی: ko:lu:r زنگنهای: ko:lu:r جلالوندی: ko:lu:r زولهای: ko:lu:r کاکاوندی: ko:lu:r هوزمانوندی: ko:lu:r