نودولتیلغتنامه دهخدانودولتی . [ ن َ / نُو دَ / دُو ل َ ] (حامص مرکب ) تازه به دوران رسیدگی . جانَگرفتگی . صفت نودولت . || به عزت رسیدن پس از مذلت : کوس نودولتی از بام سعادت بزنم گر
جنگل دولتیstate forest, governmental forest/ government forestواژههای مصوب فرهنگستانجنگلی که تحت مالکیت و مدیریت دولت است متـ . جنگل خالصه
مدیریت جنگل دولتیstate forest managementواژههای مصوب فرهنگستانادارۀ جنگلهایی که تحت مالکیت و مدیریت دولتی هستند متـ . مدیریت جنگل خالصه
مقررات جنگل دولتیstate forest regulationواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ مقرراتی که در مدیریت جنگلهای دولتی اعمال میشود متـ . مقررات جنگل خالصه
قوانین جنگل دولتیstate forest lawsواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ قوانین اعمالشده در جنگلهای دولتی متـ . قوانین جنگل خالصه
ایمنی از همبستگیcorrelation immunityواژههای مصوب فرهنگستاندر توابع بولی، ویژگی یک تابع بولی nمتغیرۀ f، هرگاه اطلاعات متقابل بین خروجی و همۀ زیربُردارهای kتایی از متغیرهای ورودی صفر باشد