نونالغتنامه دهخدانونا. (اِ) در زبان کلدانی برج حوت را نونا گویند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به نون شود.
نونالغتنامه دهخدانونا. (اِخ ) نام مادر ابراهیم پیغامبر است . رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 117 شود.
نونافرهنگ نامها(تلفظ: nunā) (در سمنانی) نان ؛ (در کلدانی) برج حوت [برابر با اسفند] ؛ (در اعلام) نام مادر ابراهیم پیامبر (ع).
جنجنانیلغتنامه دهخداجنجنانی . [ ج َ ج َ ] (اِ) لفظی است که در مقام ستایش و تحسین چیزی گویند. (آنندراج ) : خوش مائده ایست آسمانی با نان و پنیر جنجنانی .محسن تأثیر (از آنندراج ).
چونچنانلغتنامه دهخداچونچنان . [ ن ِ چ ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش لشت نشاء. شهرستان رشت ، 890تن سکنه دارد. از نورود و سفیدرود آبیاری میشود. محصولاتش برنج و کنف است . صی
گنجنامهلغتنامه دهخداگنجنامه . [ گ َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) کاغذ یاچیز دیگر که جای پنهان کردن گنج و مقدار زر در آن نوشته باشد. (آنندراج ) (بهار عجم ). کاغذ یا چیز دیگر که جای پنهان
ونونانلغتنامه دهخداونونان . [ وَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم بخش سیردان شهرستان زنجان . سکنه ٔ آن 432 تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).