نواملغتنامه دهخدانوام . [ ن َوْ وا ] (ع ص ) کسی که بسیار می خوابد یا خواب طولانی می کند. (ناظم الاطباء).
نواملغتنامه دهخدانوام . [ ن ُ ] (ع اِ) خواب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوم . (اقرب الموارد): اخذه نوام ؛ خواب گرفتش . (منتهی الارب ).
نجاملغتنامه دهخدانجام . [ ن َج ْ جا ] (ع ص )آنکه بشناسد وقت و گردش ستارگان را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). متنجم . آنکه نظر کند در ستارگان و بسنج