نواتجلغتنامه دهخدانواتج . [ ن َ ت ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناتج . رجوع به ناتج شود. || مواشی نواتج ؛ ستور بچه آور. (از ناظم الاطباء). رجوع به ناتج شود.
نجاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزادی، استخلاص، خلاصی، خلاص، رستگاری، رهاییفراغ ۲. رستن، رهیدن ≠ اسارت، درگیری
نجاتدیکشنری فارسی به انگلیسیdeliverance, escape, redemption, rescue, resuscitation, riddance, salvage, salvation