10093 مدخل
khidmutgar
khitmutgar
خیرکا
خیر
خیلات
نواه . [ ن َ هِن ْ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ناهیة. رجوع به ناهیة شود.
تماشا، توجه، دید، دیدار، رویت، عنایت، مشاهده، نظاره، نظر، نگرش
eye, look, regard, view
askance
bakış
جنگاه . [ ج َ ] (اِ مرکب ) جنگ گاه . نبردگاه و میدان جنگ . (ناظم الاطباء).
khi
khitmatgar
khis