نواگرلغتنامه دهخدانواگر. [ ن َ گ َ ] (ص مرکب ) سازنده و گوینده . (جهانگیری ) (رشیدی ). خواننده و سازنده . (انجمن آرا) (برهان قاطع). نوازنده . (یادداشت مؤلف ). مطرب و سازنده و مغ
نواگرفرهنگ انتشارات معین(نَ گَ) (ص شغل .) 1 - مطرب ، آواز - خوان ، خواننده . 2 - ناله کننده ، نالان .
جنگاورلغتنامه دهخداجنگاور. [ ج َ وَ ] (نف مرکب ) جنگ آورنده . جنگجو. (از ناظم الاطباء). ستیزه جو. جنگی . شجاع . (ناظم الاطباء) : همی رای زد با چنان مهتران که بودند شیران و جنگاورا
کنگاورلغتنامه دهخداکنگاور. [ ک َ وَ ] (اِخ ) مرکز بخش کنگاور و در 96هزارگزی کرمانشاهان و 90هزارگزی همدان کنار راه شوسه ٔ روی تپه واقع شده است . مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است
کنگاورلغتنامه دهخداکنگاور. [ ک َ وَ ] (اِخ ) نام شهری بود میان همدان و کرمانشاهان و آن را عرب وقتی قصراللصوص نام کرده که دزدگاه شده بود و در زمان پرویز بس آباد بود و در آن قصری بو