نوواقعگراییneorealism, new realismواژههای مصوب فرهنگستاننگرشی در سیاست بینالملل که ضمن پذیرش مبانی واقعگرایی، بر تأثیر ساختار نظام بینالملل بر تعامل دولتها تأکید دارد متـ . واقعگرایی ساختاری structural realism
واقعگرایی نوکلاسیکneoclassical realismواژههای مصوب فرهنگستاننوعی واقعگرایی که بیشتر بر انگیزههای موجود در پس سیاست خارجی دولتها و تأثیر عوامل داخلی بر رفتار خارجی آنها تأکید میورزد تا بر ساختار جهانی و عوامل جهانی مؤ
چنولغتنامه دهخداچنو. [ چ ُ ] (ادات ) مخفف چون او (ادات تشبیه + ضمیر). همانند همچون او. بمانند او. بمعنی همچو او باشد. (جهانگیری ). مخفف چون او باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن
جونلغتنامه دهخداجون . (ع اِ) (اصطلاح جغرافیا) قطعه ای از دریا که بسیار در خشکی وارد شود. (از محیطالمحیط). خلیج . رجوع به خلیج شود. || ج ِ جَون . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).