تغمده اللـه برحمتهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخداوند او را در رحمت خود بپوشاناد؛ خداوند او را غریق رحمت کناد.
تغمدلغتنامه دهخداتغمد. [ ت َ غ َم ْ م ُ ] (ع مص ) فروپوشیدن و پنهان داشتن و منه ُ تغمداﷲ برحمته ؛ ای غمره بها و تغمد فلاناً؛ ای ستر ماکان منه ُ. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ا
تغمهلغتنامه دهخداتغمه . [ ت َ م ِ / م َ ] (اِ) علامتی که صنعتگر بر روی صنعت خود گذارد. || علامت افتخار و احترام . || قبه ٔ روی سپر و مدال . (ناظم الاطباء).