تفریحاًلغتنامه دهخداتفریحاً. [ ت َ ح َن ْ ] (ع ق )برای بازی و تفرج و تماشا و گشت و گذار. (ناظم الاطباء). || بطور لهو و لعب . (ناظم الاطباء).
تصریحفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشکارایی، آشکارگویی، تاکید، وضوح ≠ تلمیح، تلویح ۲. آشکار گفتن، صریح بیان کردن