تفنولغتنامه دهخداتفنو. [ ت َ ] (اِ) مشتق از تپ . تب . تفت . رجوع به تپ و تپ و تفت و فرهنگ ایران باستان ص 90 شود.
تفنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تتیر، مسلسل، توپ، خمپاره، تیربار، کاتیوشا مسلسل، ژ، کالاشنیکوف، اوزی تفنگ خاندار، دولول، ساچمهای، بادی، ساچمهزنی، خردهزنی،
تفنگفرهنگ انتشارات معین(تُ فَ) (اِ.) جنگ افزاری که با آن گلوله را به مسافت دور و نزدیک پرتاب می کنند و انواع مختلف دارد: دولول ، سرپر، بادی ، کمرشکن ، شکاری و مانند آن .
تفنگگویش کرمانشاهکلهری: tefanŋ گورانی: tefanŋ سنجابی: tefanŋ کولیایی: tefanŋ زنگنهای: tefanŋ جلالوندی: tefanŋ زولهای: tefanŋ کاکاوندی: tefanŋ هوزمانوندی: tefanŋ