تفوزلغتنامه دهخداتفوز. [ ت َ ] (اِ) بمعنی تفور است که گل باشد. (برهان ). همان تفور است ... (شرفنامه ٔ منیری ). تفور و گل و طین و سفال . (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تفکیک اجزاcomponent separationواژههای مصوب فرهنگستانجداسازی یا دستهبندی پسماندها برحسب اجزای تشکیلدهندۀ آنها
خدمات زنگ تفکیکیdistinctive ringing, DR 2, priority ringing, selective ringingواژههای مصوب فرهنگستانیکی از امکانات شبکه که با استفاده از آن مشترک میتواند فهرستی از شمارهتلفنها را وارد کند تا در صورت تماس آن شمارهها با مشترک، تلفن او بهصورت خاصی زنگ بزند
خانک تفکیک زمینیground resolution cellواژههای مصوب فرهنگستانمکانی بر روی زمین که تحت پوشش میدان دید آنی (instantaneous field of view) آشکارساز قرار دارد
ناحیۀ زیرکتفinfrascapular region, regio infrascapularisواژههای مصوب فرهنگستانناحیهای در پشت که نسبت به ناحیۀ مهرهای خارجیتر است و زیر استخوان کتف قرار دارد