تسأللغتنامه دهخداتسأل . [ ت َ ءُ ](ع مص ) یکدیگر را پرسیدن و از یکدیگر خواستن . (زوزنی ). از یکدیگر پرسیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). همدیگر خواستن چیزی را. (منتهی ا
تساجللغتنامه دهخداتساجل . [ ت َ ج ُ ] (ع مص ) با یکدیگر فخر کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).تباری . (اقرب الموارد). تباری و تسابق . (المنجد).
تساؤللغتنامه دهخداتساؤل . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) همدیگر خواستن چیزی را. (آنندراج ). تسأل . (ناظم الاطباء)(اقرب الموارد) (المنجد). و رجوع به تَساءُل شود.