تقونلغتنامه دهخداتقون . [ ت َ ق َوْ وُ ] (ع مص ) تعدی کردن به زبان . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (ازتاج العروس ). || نیک ستودن کسی را. (منتهی الارب ) (از
تقویت ناپیوستهpartial reinforcement, intermittent reinforcementواژههای مصوب فرهنگستاندر شرطیسازی کنشگر، هر الگوی تقویتکنندهای که پیوسته نباشد خواه دورهای باشد خواه نادورهای
تقویت نیروی فضاییspace force enhancementواژههای مصوب فرهنگستانعملیات پشتیبانی رزمی برای بهبود کارایی نیروهای نظامی و نیز پشتیبانی از سایر نیروهای اطلاعاتی و افراد غیرنظامی و کاربران تجاری