کتدلغتنامه دهخداکتد. [ ک َ ت َ ] (اِخ ) کوهی است به مکة بطرف مَغَمَّس حرسهااﷲ تعالی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
کتدلغتنامه دهخداکتد. [ ک َ ت َ / ت ِ ] (ع اِ) فراهم آمدنگاه هر دو شانه از مردم و اسب یا هر دو. || بمعنای دوش است یا میان دوش تا پشت . ج ، اَکتاد و کُتود. (منتهی الارب ) (از ناظ
وتدلغتنامه دهخداوتد. [ وَ ] (ع مص ) کوفتن میخ را. || کوفته شدن میخ . لازم و متعدی به کار رود. (ناظم الاطباء). || ثابت شدن . || ثابت گردانیدن . (المنجد).
وتدلغتنامه دهخداوتد. [ وَ ت َ ] (ع مص ) میخ کوفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). میخ زدن . (تاج المصادر). || کوفته شدن میخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ثابت گردیدن . (منتهی ال
وتدلغتنامه دهخداوتد. [ وَ ت ِ ] (ع اِ) میخ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || تندی درون گوش یا پیش آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || (در اصطلاح علم