تموجلغتنامه دهخداتموج . [ ت َ م َوْ وُ ] (ع مص ) شدید شدن موج و کوهه برآوردن آب دریا. (از اقرب الموارد). موج زدن آب . (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). || (اِ)، موج موج زدگی و تلاطم
کتمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختفا، پنهان، پوشیده، نهان ۲. پوشیدن، نهان کردن، نهانداشتن ۳. وسمه ۴. شمشاد
کتملغتنامه دهخداکتم . [ ک َ ] (ع مص ) پنهان داشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پوشیدن و پنهان کردن چیزی . (ترجمان القرآن جرجانی ص 81). پوشیدن راز. (دهار) (تاج الم
کتملغتنامه دهخداکتم . [ ک َ ت َ / ک َ ] (ع اِ) گیاهی است که وسمه نامندش به حنا آمیخته یا بدون آن خضاب کنند موی را و رنگش دیر ماند و چون بیخ آن بجوشانند سیاهی نوشتن شود. (منتهی
کتملغتنامه دهخداکتم . [ ک ُ ] (ع اِ) برگ نیل . کَتَم . (منتهی الارب ). برگ نیل و وسمه . (ناظم الاطباء). رجوع به کَتَم شود. || (اِخ ) شهری است . (منتهی الارب ).