تنسیلغتنامه دهخداتنسی . [ ت ِن ْ ن ِ ] (اِخ ) محمدبن عبداﷲ عبدالجلیل . او راست : نظم الدر و العقیان فی بیان شرف بنی زیان (ملوک تلمسان ). (از معجم المطبوعات ).
تنسیلغتنامه دهخداتنسی . [ ت ِ ن ِ ] (اِخ ) یکی از ایالات متحده ٔامریکای شمالی که بوسیله ٔ رود تنسی مشروب می گردد و 3292000 تن سکنه دارد و مرکز آن ناشویل است و مم فیس هم از شهرها
تنسیلغتنامه دهخداتنسی . [ ت ِ ن ِ ] (اِخ ) رودی است در مشرق ممالک متحده ٔ امریکای شمالی که در ساحل چپ رود اوهایو (شعبه ٔ می سی سی پی ) به آن می ریزد و 1060000 گز طول دارد و در آ
تنسیةلغتنامه دهخداتنسیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) فراموش کردن . (تاج المصادر بیهقی ). فراموش گردانیدن چیزی مر کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). فراموش گردانیدن و سب
ابراهیم بن عبدالرحمن تنسیلغتنامه دهخداابراهیم بن عبدالرحمن تنسی . [ اِ م ِ ن ِ ع َ دِرْ رَ ما ن ِ ت َ ن َ ] (اِخ ) از علمای مغرب . در تنس متولد شده و به شهر الزهراء در اندلس هجرت کرده ، از ابووهب بن