تنپرورفرهنگ مترادف و متضادبیحال، بیعار، بیکاره، تنآسا، تنبل، تنپرست، خوشگذران، راحتطلب، تنآسان ≠ زرنگ
تنپروریفرهنگ مترادف و متضاد۱. بطالت، بیکارگی، تنآسانی، تنآسایی، کاهلی، راحتطلبی، تنبلی ≠ سختکوشی ۲. خوشگذرانی
تندپروازلغتنامه دهخداتندپرواز. [ ت ُ پ َرْ ] (ص مرکب ) به شتاب پروازکننده . (ناظم الاطباء). تیزپر. که سریع پرواز کند. و رجوع به تند شود.
شبکۀ تنپوشbody area networkواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از افزارههای ارتباطی پوشیدنی که با هم مجموعهای یکپارچه از خدمات شخصیسازیشده را برای کاربر فراهم میکنند اختـ . شبتن BAN