تهمةلغتنامه دهخداتهمة. [ت ُ هََ م َ / ت ُ م َ ] (ع اِ) (از «وهَ م ») بدگمانی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). اسم است از اتهام . ج ، تهمات و تهم . (از اقرب الموارد). رجوع به تهم
تهمةلغتنامه دهخداتهمة. [ ت َ هََ م َ ] (ع اِ) بدبوئی گوشت . یقال : فی اللحم تهمة. || زمین که از آن به سی دریا فرودآیند. تهم مثله کانهما مصدران من تهامة لأَن التهائم متصوبة الی
سـامـانة اطلاعـات مکـانی مشـارکت همگانیpublic participation GISواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای دارای اطلاعات مکانی و نقشهسازی در سطح محلی برای تولید دانش توسط گروههای محلی و غیردولتی متـ . سام همگانی PPGIS
تهمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قوی؛ نیرومند: ◻︎ ورا هوش در زاولستان بود / به دست تهم پور دستان بود (فردوسی: ۵/۲۹۷)، ◻︎ که را بخت و شمشیر و دینار باشد / و بالا و تن تَهْم و پشت کیانی (دقیقی
تهملغتنامه دهخداتهم . [ ت َ هََ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان است که 1653 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).