تاختگاهفرهنگ انتشارات معین(اِمر.) 1 - جایی برای تمرین اسب - سواری . 2 - خطی که اسب های دونده در اسب دوانی در آن می دوند.
تاختگاهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جای تاختوتاز؛ جای دوانیدن اسب.۲. (ورزش) در مسابقات اسبسواری، خطی که اسبهای دونده روی آن میدوند.
تاختگاهلغتنامه دهخداتاختگاه . (اِ مرکب ) جایی که در آن اسب را دوانند مسابقه را. پیست . خطی است که اسبهای دونده در اسب دوانی در آن می دوند. (فرهنگستان ).
تاختفرهنگ مترادف و متضاد۱. تک، تهاجم، حمله، مسابقه، هجوم، یورش ≠ پاتک، ضدحمله ۲. خیز، دویدن، دو ۳. مبادله، معاوضه، تعویض ≠ معامله
تاختفرهنگ انتشارات معین(اِ.) 1 - دویدن اسب . 2 - دو، دویدن . 3 - حمله کردن ، هجوم آوردن . ؛ ~ و تالان تاخت و تاز و غارت .
تاختفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = تاختن۲. دویدن یا با سرعت رفتن.۳. حمله. تاخت آوردن: (مصدر لازم) حمله کردن. تاخت زدن: (مصدر متعدی) [عامیانه] عوض کردن چیزی با چیز دیگر؛ مبادله کردن جنسی با ج
تاختلغتنامه دهخداتاخت . (مص مرخم ، اِمص ) در پهلوی نیز تاخت بمعنی دو،حمله ، هجوم . (برهان قاطع چ معین ). نوعی از رفتن اسب ، نوعی از دویدن اسب ، قسمی راندن اسب ، قسمی رفتن بشتاب