تامسونلغتنامه دهخداتامسون . [ س ُ ] (اِخ ) رجینالد کامپبل (1876-1941 م .). باستان شناس انگلیسی که در سالهای 1904، 1927، 1930 و 1931 م . ریاست هیئت حفاری «بریتیش میوزیوم » را در «ن
تامسلغتنامه دهخداتامس . [ م َ ] (اِخ ) از طوایف جنوب هند طبق نوشته ٔ باج پران . رجوع به ماللهند بیرونی ص 151 شود.
تامسلغتنامه دهخداتامس . [ م ُ ] (اِخ ) یا تاموس . بزرگترین فرماندهان دریایی و امیرالبحر کورش کوچک در جنگ او با اردشیر، برادر بزرگ وی . رجوع به ایران باستان ج 2 ص 1005، 1025 و 10
تامسکیلکلغتنامه دهخداتامسکیلک . [ م َ ل َ ] (اِخ ) از اصطلاح هندوان ، براهمر گوید رأس ذنب «جوزهر» را سی وسه پسر است که آنها را تامسکیلک گویند و اشکال آنان مختلف و گرد آفتاب و ماهند
تام سویلغتنامه دهخداتام سوی . (اِخ ) بندر آزادی است به فرمز که در سال 1858 م . برای تجارت اروپاییان آزادی این بندر تأمین گردید و در اول اکتبر سال 1884 در این بندر بین فرانسویها و