تاچهفرهنگ انتشارات معین(چِ) (اِمصغ .) یک لنگه از خورجین ، جوال ، کیسه ای بزرگ که بر پشت چهارپایان برای حمل بار قرار دهند.
تاچهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. جوال؛ بارجامه؛ گاله.۲. کیسۀ بزرگ و ستبر که بر پشت چهارپایان بارکش میگذارند و در آن چیزی میریزند.
تاچهلغتنامه دهخداتاچه . [ چ َ / چ ِ] (اِ مصغر) (از: «تا»، عدل و لنگه و تنگ + «چه »، ادات تصغیر تای کوچک . لنگه ٔ خرد. یک لنگه از خورجین . یک لنگه ٔ کوچک از باری . جوالی کوچک نیم
تاوهواژهنامه آزادتاوِه در علم عمران به معنای سطوح بتنی است که ضخامت آنها نسبت به سطح آنها بسیار ناچیز است. از این سطوح میتوان به سقفهای بتنی در ساختمانها اشاره کرد. معادل انگلیس
تاوهslab 1واژههای مصوب فرهنگستانسازهای به شکل مکعبمستطیل از بتون مسلح * "تاوه" در لغتنامۀ دهخدا به معنی آجر و خشت پخته به کار رفته است.
تاجگهلغتنامه دهخداتاجگه . [ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) مخفف تاجگاه : چو کیخسرو از ملک پرداخت رخت نهاد اندر آن تاجگه جام و تخت . نظامی .رجوع به تاجگاه شود.