تلنةلغتنامه دهخداتلنة. [ ت َ / ت ُ ل ُن ْ ن َ ] (ع اِ) درنگ و حاجت . گویند لی قبلک تلنة؛ مرا نزد تو حاجتی است . (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
نظریة تلنگرnudge theoryواژههای مصوب فرهنگستانمفهومی در اقتصاد رفتاری که براساس آن جلبنظر مستقیم و پیشنهادهای غیرمستقیم، بهعنوان روشهایی برای تأثیرگذاری بر رفتار و تصمیمگیریهای افراد پیشنهاد میشود
تلونةلغتنامه دهخداتلونة. [ ت ُ ن َ ] (ع اِ) حاجت . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || درنگی و دیری . (ناظم الاطباء).
تلنگواژهنامه آزادتلنگ بر وزن فلنگ:هرقسمت از خوشه انگور را گویند که پس از جدا شدن ، دانه های قسمت جدا شده چسبیده باشد.