تبت واژگونلغتنامه دهخداتبت واژگون . [ ت َب ْ ب َ ت ِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به تبت (سوره ) شود.
تبت واژونلغتنامه دهخداتبت واژون . [ ت َب ْ ب َ ت ِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به تبت (سوره ) شود.
کتبتلغتنامه دهخداکتبت . [ ک ِ ب َ ] (ع مص ) مأخوذ از تازی کِتبَة بمعنی نوشتن : باز رو سوی غلام و کتبتش کو سوی شر می نویسد نامه خوش . مولوی .و رجوع به کتبة شود.
تبتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سورۀ صدویازدهم قرآن مشتمل بر پنج آیه و لعن بر ابولهب و زنش که پیغمبر اسلام را آزردند.۲. = لهب