تیفوئیدلغتنامه دهخداتیفوئید. [ ف ُ ] (فرانسوی ، اِ) حصبه . مطبقه . (از فرهنگ فارسی معین ). از امراض عفونی و ساری که به سبب وجود میکروب و ایجادزخمهای دگمه ای شکل در روده تشخیص داده
کتیفلغتنامه دهخداکتیف . [ ک َ ] (ع اِ) شمشیر پهن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || آهن پاره ٔ پهنا. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || آهن پاره ٔ پ
تیفلغتنامه دهخداتیف . (اِ) به زبان گیلان خس وخار و خلاشه را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). اکنون نیز در دیه های گیلان تیف گویند. (حاشیه ٔ برهان چ