تیمارخواریلغتنامه دهخداتیمارخواری . [ خوا / خا ] (حامص مرکب ) عمل تیمارخوار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : هلاکم کردی از تیمارخواری عفاک اﷲ زهی تیمارداری .نظامی .
تیمارداریلغتنامه دهخداتیمارداری . (حامص مرکب ) خدمت . پرستاری . تعهد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). توجه و سرپرستی . (ناظم الاطباء) : حسن بواسطه ای بیمار شد و روزی چندبرآمد و سودا بر وی