تیتولغتنامه دهخداتیتو. (اِ) مرغ آبی است . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 418). طیطوی . مرغی آبی است . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : پادشا سیمرغ دریا را ببردخانه و بچه بدان تیتو سپرد .رود
کتیتلغتنامه دهخداکتیت . [ ک َ ] (ع اِ) آواز جوشش دیگ . || آواز غلیان نبیذ و شیره .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) . نرم جوشیدن دیگ و کوزه ٔ نو که آب در او کنی . (تاج ال
کتیتلغتنامه دهخداکتیت . [ ک َ ] (ع مص ) کَت ّ. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). شروع غلیان نبیذ و جز آن قبل از شدت یافتن . (از اقرب الموارد). رجوع به کت شود. || برانگیخته شدن مرد
تیتلغتنامه دهخداتیت . [ تی ی َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آلان است که در بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع است و 390 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).