تیژلغتنامه دهخداتیژ. (اِ) تِز. (فرهنگ فارسی معین ). محل سبز مزرعه ٔ کاشته شده . || غرش شکم و ضرطه و بادی که از سوراخ پائین خارج شود. (ناظم الاطباء). رجوع به تیز شود.
تیژتیژلغتنامه دهخداتیژتیژ. (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان است که در بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع است و 450 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
سانتو آنتونیو د تیژوکولغتنامه دهخداسانتو آنتونیو د تیژوکو. [ ت ُ ت ُ ی ُدُ ک ُ ] (اِخ ) قصبه ای است از قضای دیامانیین واقع در 550 هزارگزی شمال ریودوژانیرو در جمهوری برزیل واقع. (قاموس الاعلام ترک
تژآتیلغتنامه دهخداتژآتی . [ ت ِ ژِ ] (اِخ ) ساکنان و مردم تژه . تژه آت : خشایارشا در ولایت ملیان اردو زد و یونانیها تنگه ٔ تروموپیل را اشغال کردند... قوه ٔ یونانی در اینجا عبارت