تجمشلغتنامه دهخداتجمش . [ ت َ ج َم ْ م ُ ] (ع مص ) از جمش که به فتح است و در منتخب نوشته که جمش بالفتح ، ستردن مو. || بازی و عشق ورزیدن به کسی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). فعل م
حجت مشهدیلغتنامه دهخداحجت مشهدی . [ ح ُج ْ ج َ ت ِ م َ هََ ] (اِخ ) سیدمهدی بن غیاث الدین ملقب به پیشنماز مشهدی . نصرآبادی در تذکره ٔ خود احوال او را یاد کرده گوید از کودکی علم آموخت
توالی مشترکconsensus sequenceواژههای مصوب فرهنگستانتوالی ویژهای از دِنا در بخشهای تنظیمکنندۀ ژنگان که در ژنهای متفاوت یک موجود یا موجودات مختلف ثابت مانده است متـ . توالی متعارف canonical sequence بن
لجوجگویش کرمانشاهکلهری: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ گورانی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ سنجابی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ کولیایی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ زنگنهای: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ جلالوندی: yâǰu:ǰ/ laǰu:ǰ زولهای: yâǰu:ǰ/ l