تجهیزات پزشکیmedical equipmentواژههای مصوب فرهنگستانامکانات سختافزاری برای تشخیص و پایش و درمان بیماران
ارزیابی تجهیزات پزشکیmedical equipment assessmentواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی عملکرد تجهیزات و افزارهای پزشکی بهمنظور پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه دیدن بیمار
تجهیزاتدیکشنری فارسی به انگلیسیequipment, fitment, habiliments, materiel, matériel, paraphernalia, rig, store, supplies