تجهیزات جابهجایی زمینیground handling equipmentواژههای مصوب فرهنگستانتجهیزاتی که برای بلند کردن یا جابهجایی اقلام سنگین از قبیل بال هواپیما یا موشک به کار میرود
تجهیزاتدیکشنری فارسی به انگلیسیequipment, fitment, habiliments, materiel, matériel, paraphernalia, rig, store, supplies
تجهیزاتequipmentواژههای مصوب فرهنگستانمجموعۀ وسایل و امکاناتی که در یک فرایند به کار رود متـ . افزارگان 2