تجارزلغتنامه دهخداتجارز. [ ت َ رُ ] (ع مص ) با هم دشنام دادن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تجازر. || با یکدیگر بدی کردن بقول و فعل . (از قطر
هیئت ارزیcurrency boardواژههای مصوب فرهنگستانمرجعی قانونی که نرخ مبادلة ارز میان واحد پول محلی و ارز خارجی را تعیین میکند
ارزیابی تجهیزات پزشکیmedical equipment assessmentواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی عملکرد تجهیزات و افزارهای پزشکی بهمنظور پیشگیری از خطرات احتمالی و صدمه دیدن بیمار
ارزیابی تکattack assessmentواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی اخبار و اطلاعات برای تعیین ماهیت بالقوه یا بالفعل تک و اهداف آن بهمنظور فراهم کردن اطلاعات برای تصمیمگیری بهموقع
ارزش پروتئینprotein valueواژههای مصوب فرهنگستانقابلیت پروتئین خوردهشده در ایجاد تراز نیتروژن، در مقایسه با پروتئین مبنا