تجاهلفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهخود را به نادانی زدن؛ به نادانی تظاهر کردن؛ خود را نادان نشان دادن.
تجاهللغتنامه دهخداتجاهل . [ ت َ هَُ ] (ع مص ) نادانی نمودن . (زوزنی ) (دهار). با وجود دانستن خود را نادان و نادانسته وانمودن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (غیاث اللغات ) (آ
تجاهل العارففرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر بدیع، اظهار نادانی شاعر یا متکلم از یک چیز معلوم و آشکار، برای مبالغه در تشبیه، اظهار حیرت و شگفتی، توبیخ و تحقیر مخاطب، اثبات مطلبی برای مدعی و منکر، یا ظرا
تجاهل عارفلغتنامه دهخداتجاهل عارف . [ ت َ هَُ ل ِ ] (ترکیب اضافی ،اِ مرکب ) تجاهل العارف . رجوع به ماده ٔ پیشین شود.