تجییفلغتنامه دهخداتجییف . [ ت َج ْ ] (ع مص ) مردار شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || بوی گرفتن مردار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (نا
تکییفلغتنامه دهخداتکییف . [ ت َ ] (ع مص ) نیک بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بریدن چیزی را. (از اقرب الموارد).
تولغتنامه دهخداتو. (اِخ ) ژاک اگوست دو (1553 - 1617 م .). قاضی و تاریخ دان فرانسوی . وی در پاریس متولد شد. او راست : «تاریخ دوران من » به زبان لاتینی که اثری است شایان توجه و
تولغتنامه دهخداتو. [ ت َ / تُو ] (اِ) بمعنی تاب است که تابش آفتاب و امثال آن باشد. (برهان ) (آنندراج ). تاب که از تافتن مشتق است . (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (از انجمن آ
تولغتنامه دهخداتو. [ ت َ وِن ْ ] (ع ص ) تاو. تاوی . هلاک شونده . نعت است از تواء بمعنی هلاک شدن . (منتهی الارب ).