تجشمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رنج کشیدن؛ در رنج افتادن.۲. رنج بر خود نهادن؛ با مشقت کاری را به عهده گرفتن.
تجشملغتنامه دهخداتجشم . [ ت َ ج َش ْ ش ُ ] (ع مص ) رنج چیزی بکشیدن . (تاج المصادر بیهقی ). تکلف . (زوزنی ). رنج کشیدن . (مقدمه ٔ لغت میر سید شریف جرجانی ). بتکلف کار کردن و رنج
کت چشمهلغتنامه دهخداکت چشمه . [ ک َ چ َ م َ ] (اِخ ) نام محلی به چهاردانگه در هزار جریب مازندران . (سفرنامه ٔ رابینو ص 125 بخش انگلیسی و ص 167 ترجمه ٔ آن .)
گوت شمیدلغتنامه دهخداگوت شمید. (اِخ ) آلفرد. یکی از مورخان و خاورشناسان آلمانی است که در سال 1835. در لوش ویتز متولد شد. وی در شهرهای کیل (1865)، کنیکسبرگ (1873) و ینا (1876) به اخذ