تورجفرهنگ نامها(تلفظ: turaj) (پهلوی) نام پسر بزرگ فریدون ؛ همان تور که توران منسوب به اوست ، چنانکه ایران منسوب به ایرج است .
تورجلغتنامه دهخداتورج . [ رَ ] (اِخ ) نام بزرگترین پسران فریدون است که تور باشد و توران منسوب به اوست چنانکه ایران به ایرج . (برهان ) (آنندراج ). همان تور پسر فریدون . (فرهنگ رش
تجرلغتنامه دهخداتجر.[ ت َ ] (ع مص ) بازرگانی کردن . (زوزنی ) (ترجمان عادل بن علی ) (آنندراج ). بازرگانی نمودن . (منتهی الارب ).