توعرلغتنامه دهخداتوعر. [ ت َ وَع ْ ع ُ ] (ع مص ) درشت شدن راه . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). سخت گردیدن مکان . (از اقرب الموارد).دشوار گشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم ا
تجعرلغتنامه دهخداتجعر. [ ت َ ج َع ْ ع ُ ] (ع مص ) رسن در میان بستن در وقت بچاه فروشدن . (تاج المصادر بیهقی ). برمیان بستن رسن جعار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). برمیان بستن
حرکت عرضیلغتنامه دهخداحرکت عرضی . [ ح َ رَ ک َ ت ِ ع َ رَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرکتی که عُروض او بر جسم بوسیله ٔ عُروض اوست بر جسم دیگر، مانند جالس در کشتی . (تعریفات جرجانی ).د
موتور عرضیtransverse engine, east-west layoutواژههای مصوب فرهنگستانموتوری که در عرض و عمود بر محور طولی خودرو نصب میشود
توالی مقطع عرضیcross-sectional sequenceواژههای مصوب فرهنگستانترتیبی که در آن گذرهای جوش چندگذر (multi-pass weld) را باتوجهبه مقطع عرضی جوش ایجاد میکنند